اکسین نیوز – تمدنها پیش از آنکه در سیمان آهن و آجر تجسد یابند در ساحت معانی متولد میشوند. بحران بنیادین شهرهای امروز ما بهویژه در جغرافیای مظلوم و مقتدر اهواز بحران معنازدایی است. مدرنیزاسیون وارداتی دهههاست میکوشد تا شهر را به یک ماشین زیست یا یک انبار مصرف فروکاهد. اما در جمهوری اسلامی، شهر پیش از آنکه مساحت خاک باشد، موطن انس و کانون تربیت انسان است!
اهواز دل انگیز قلب تپندهی تشیع، پایتخت دفاع مقدس و معبر کاروانهای عاشورا، سالهاست زیر فشار سنگین نگرش مکانیکی گرفتار شدهاست. سالها با این کلانشهر طوری رفتار شد که گویی کارکردش تنها استخراج نفت، ذوب فولاد و مهار آب است. شهری صنعتی، با هیبتی خشن که لایههای عمیق حیات انسانی در آن زیر غبار ریزگردها و دود فلرهای نفتی مدفون مانده بود. این نگاه مکانیکی شهر را از باطن خود تهی نموده چراکه روح شه ر همچون روح خانواده زنانه است. اگر روح لطافت، حیا، کرامت و مادری از اتمسفر یک شهر رخت بربندد، آنچه میماند آهن است و بتن تلی از مادهی بیجان که تابآوری تمدنی ندارد.
اتفاقات اخیر مدیریت شهری اهواز پس از روی کار آمدن حجت اله دهدشتی به عنوان شهردار اهواز و سلسلهدیدارهای متواتر و هدفمند او اقشار گوناگون بانوان از نخبگان و هنرمندان تا کارآفرینان، کارکنان و فعالان اجتماعی اگر در چارچوب مرسوم مانور رسانهای فهم شود، خسارت محض است. این دیدارها یک دلالت معنایی عمیق و یک چرخش گفتمانی در نظام حکمرانی شهری است و آن چیزی نیست جز بازگشت از شهر سختافزاری به شهر زیستپذیر و همدل! جایی که نقش زن یک عنصر حاشیهای در ویترین توسعه نیست، درست برعکس! نقش او نقطه ثقل مقاومت فرهنگی و پیشران تعالی اجتماعی است.
شهردار اهواز وقتی روبهروی بانوان این دیار مینشیند، در حقیقت مقابل تاریخی ایستاده است که شرافت و مقاومت جنوب را معنا بخشید. نمیتوان تاریخ این خاک را ورق زد و نقش زن خوزستانی را نادیده گرفت. ما در شبیخون بعثیها، خط مقدم را با خون جوانانمان حفظ کردیم، اما عقبهی جبهه و ستون فقرات روان جامعه در دست زنانی بود که در سرمای استخوانسوز و گرمای طاقتفرسای اهواز، در پایگاه شهید علمالهدی و رختشویخانههای اهواز، لباسهای گلآلود و خونین رزمندگان را با اشک میشستند و با صلابت، فرزندانشان را روانهی مسلخ عشق میکردند.
امروز هم آن روح زنانه زنده و در شریانهای دختران و مادران امروز اهواز جاری است. وقتی شهردار با بانوان کارمند و دیدار میکند، با لایهای از واقعیت روبهرو میشود که سالها در ساختارهای فرسودهی اداری محجوب مانده بود. بانوان کارمند در شهرداری اهواز، در صف اول تماس با دردهای روزمرهی مردماند. توجه ویژه به حقوق، کرامت و جایگاه مدیریتی بانوان در ساختار شهرداری تحقق عینی عدالت است؛ عدالتی که میگوید کار باید به اهلش و شایستگانش سپرده شود، بدون خطکشیهای تبعیضآلود قبیلهای و جنسیتی.
در میدان جنگ ترکیبی و محاصرهی همهجانبهی معیشت مردم، شهردار اهواز با بانوانی روبهروست که سنگر تولید را در خانهها و کارگاههای کوچک حفظ کردهاند. زن خوزستانی که با بستهبندی خرما، حصیربافی، صنایع دستی و کسبوکارهای دانشبنیان اشتغال میآفریند، فقط یک فعال اقتصادی نیست او یک مجاهد فیسبیلالله در عصر تحریم است.
در جلساتِ طولانی با این زنان کارآفرین، مطالبهی آنها پولپاشی دولتمحور نیست. آنها امنیت بازار، ثبات زیرساخت و فضایی برای عرضهی شرافتمندانهی دسترنجشان میخواهند. شهردار با صبوری پای سخن این شیرزنان مینشیند و می داند که احیای اقتصاد مردمی که ستون فقرات اقتصاد مقاومتی است از دل کوچههای همین شهر میگذرد. ساماندهی بازارچههای اختصاصی بانوان، تضمین زنجیرهی توزیع خرد و ایجاد بسترهای امن تجاری برای کارآفرینان زن، مصداق بارز جهاد اقتصادی در مقیاس بلدیه است و شهردار اهواز بر این باور است که اگر این سنگر را تجهیز نکند، در جنگ اقتصادی علیه سفرههای محرومان باخته است.
یکی از درخشانترین ابعاد این دیدارهای متواتر، نشستن پای سخن بانوان هنرمند، نویسنده، نقاش و معمار اهواز است. هنر زنانه، هنری متصل به سرچشمهی جمال الهی است. این یک حقیقت انکارناپذیر است که معماری امروز اهواز، دچار نوعی الیناسیون و ازخودبیگانگی تصویری شده است. نماهای رومی مضحک، دیوارهای خاکستری سیمانی و فقدان هارمونی بصری، روان شهروند اهوازی را آزار میدهد. شهری که آفتابش تا اعماق جان میتابد، به طراوت و رنگ و تصویر نیاز دارد.
بانوی هنرمند اهوازی وقتی با شهردار سخن میگوید، با زبان درد از فراموشی المانهای بومی، فرهنگ عاشورایی، نمادهای نخل و کارون و ایثار سخن میگوید. او خواهان بازپسگیری چهرهی بصری شهر از مافیای پروژههای بیروح است. شهردار اهواز به این دغدغه ها توجه زیادی دارد و با اصالت دادن به این صدا، متوجه شده است که دیوارهای اهواز باید شناسنامهی مقاومت و امید باشند. وارد کردن نگاه زیباشناسانهی بانوان در المانهای شهری، پارکهای بانوان، گرافیک محیطی و رویدادهای فرهنگی، هوای تنفس این کلانشهر را از رخوت نجات خواهد داد. هنر زنِ مسلمان اهوازی، همان جوهر متعهدی است که میتواند روح مقاومت را با جمال بصری بیامیزد و بر درودیوار شهر بپاشد.
سنگینترین و پرگریزترین بخش این نشستها، هنگامی است که شهردار در جمع بانوان مددکار، فعالان خیریهها و فعالان حوزهی آسیبهای اجتماعی مینشیند. اینجا دیگر تعارفات دیپلماتیک و گزارشهای اداری جایی ندارد؛ اینجا نبض زخمهای باز جامعه زیر انگشتان مدیریت شهری قرار میگیرد.
زنان سرپرست خانوار در حاشیههای شهر، دختران آسیبدیده، اعتیاد و کودکانی که قربانی ناکارآمدیهای متراکم تاریخی شدهاند. یک شهردار در تراز انقلاب اسلامی نمیتواند با پروندههای آسیبهای اجتماعی بی تفاوت باشد.
بانوان فعال اجتماعی که در این دیدارهای پیاپی چشمدرچشم شهردار مطالباتشان را بیان می کنند، سنگرداران خاموش خط مقدم سلامت روانی اهوازند. پیگیری مجدّانهی راهاندازی گرمخانههای استاندارد و امن برای زنان، گسترش مراکز مهارتآموزی تقویت مددکاریهای شهری و ایجاد چتر حمایتی پایدار، خروجیهای غیرقابلاغماض این دیدارهاست چرا که دهدشتی معتقد است حوزهی بانوان برای شهردار اهواز نباید یک ادارهکل تشریفاتی با بودجهای قطرهچکانی باشد این حوزه، ستاد فرماندهی نجات بافت اجتماعی شهر است.
دیدارهای مکرر شهردار اهواز با بانوان، پیام روشنی به بدنهی مدیریتی استان مخابره میکند و آن این است که
شهر را نمیتوان تنها با لودر و غلتک و قیر مدیریت کرد. اهواز، پیش از آنکه نیازمند تقاطع غیرهمسطح باشد، محتاج احیای امید و بازسازی اعتماد عمومی است. و چه کسی شایستهتر از زنان برای تزریق امید به رگهای یک جامعه؟ زن، مظهر ربوبیت تشریعی و کانون الهامبخش حیات است. خانواده اگر اصلاح شود، جامعه به سامان میرسد و خانواده در مدار مادر میچرخد. شهری که زیرساختهایش برای تردد ایمن یک مادر با کالسکهی نوزادش، برای ورزش و فراغت دختران جوانش، برای کارآفرینی زنان سرپرست خانوارش و برای تکریم شأن انسانی بانوانش مهیا نباشد، هرگز به تراز شهر اسلامی نزددیک نخواهد شد.
شهردار اهواز با قراردادن حوزهی بانوان در مدار اولویتهای راهبردی مدیریت شهری، نشان داده است که صورتمسئله را درست فهمیده است. او دارد با این دیدارها ریلگذاری جدیدی میکند ریلگذاری بهسوی شهری که در آن اقتدار اجرایی با عطوفت مؤمنانه پیوند خورده است.
این مسیر بیشک با موانع ساختاری و مقاومت ساختار بروکراتیک مواجه خواهد شد اما خطی که آغاز شده، افق روشنی را ترسیم میکند. اهواز، با همت این زنان دوباره برخواهد خاست. شهری که کارونش با اشک شوق مادران شهدا گره خورده و نخلهایش نماد استقامت زنان مؤمنهاش هستند، در سایهی این نگاه عمیق تمدنی، حیاتی دوباره خواهد یافت. ُ




